قاضی تایب

آلبر کامو (سقوط):‌ در مسلک من (قاضی تایب) کسی را تبرک نمی کنند، کسی را مورد آمرزش قرار نمی دهند. فقط به سادگی جمع می بندند.

هوش مصنوعی

 

در فیلم «هوش مصنوعی» دیوید انسان نیست اما تمایل به برتر بودن را بهتر از هر انسانی در خود دارد. به همین دلیل برای خود آرزویی دارد که بیشتر رویاست. وقتی داستان پینوکیو و پری مهربان دریایی را می‌شنود امید را می‌آموزد. به انسان شدنش فکر می‌کند. به راه حلی که انسان‌ها نوشته‌اند دل می‌بندد تا به آرزویش برسد. و بعد از آن تلاش‌های اشتباه برای پذیرفته شدن.

 

وقتی مادرش به او می‌گوید مجبور است او را تنها بگذارد، به خاطر تمام اشتباهاتش التماس بخشش می‌کند. نمی‌دانم اینجا یاد نگرفته بود که در قوانین انسانی طلب بخشش صرفا «با گفتن» اثر ندارند یا به مانند خودمان «امید واهی» را هم بهتر از هیچ چیز می‌دانست و التماس می‌کرد. شاید حتی می‌دانست این التماس به جایی نمی‌رسد. اینجا حسرت را آموخت.

 

دیوید وقتی می‍فهمد که پری مهربان دریایی موجودی تخیلی است، حریص‌تر از هر انسانی با پیدا کردن آن عزم می‌کند تا تخیل را به واقعیت محض تبدیل کند. نمی‌خواهد تنها امیدی که برای ادامه دادن دارد را از دست دهد. اینجا برای بقا می‌جنگد.

 

دیگر ویژگی که دیوید به مانند انسان‌ها دارد، احساس یکتا بودن است. فکر می‌کرد یک موجود استثنایی است. این موجود استثنایی وقتی با هزاران دیوید روبرو شد، مانند هر انسانی تاب این یکی بودن را نداشت. او تنها یک ربات نبود که واقعیت را ببیند و بپذیرد، او مانند انسان واقعیتی را که دوست نداشت دور ریخت.

 

شازده کوچولو را به خاطر دارید، تا جوابی برای سوال خود نمی‌گرفت مصرانه سوالش را تکرار می‌کرد؟ دیوید هم تا جواب پری مهربان دریایی را بگیرد، سالهای سال به التماس و طلب بخشش ادامه داد و ادامه داد. انتخابش را نمی‌توانست تغییر دهد. او می‌خواست انسان باشد و تنها راهی که داشت التماس کردن بود تا واقعیت را بیافریند.

 

یاد این+ از کتاب «انسانی، بسیار انسانی» نیچه افتادم.

 

سال نو مبارک

 

  
نویسنده : سروه مام قادری ; ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۳٠